برای هر کاری از متخصصین قیمت بگیرید!

قصه ها: مِستِر آنلاکی

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ - دسته بندی : قصه ها
قصه ها: مِستِر آنلاکی

جاده باریک شده. تاریکی وسط جنگل. دو ساعت راه مانده. نم و شرجی. این آدمها. هر دویست متر یکی. دو تا. سرم گرم است. نه و سی و پنج دقیقه است. نه و پنج پاشدم. هشت از پایین راه افتادم. آشغالهای دیشب. برگردم پلیس منتظر است. ول کردم بیرون چادر. قمقمه را پر کردم. نصف شیشه را خالی کردم. نصفش ماند برای شب. ده دقیقه به نه نشستم. از قمقمه سرکشیدم. راه افتادم. الان یک ساعت و چهل دقیقه شده. برگردم. نمی‌کشم. بشینم. می‌میرم الان. اگر الان بشینم تمام است، برمی‌گردم. برنمی‌گردم. می‌روم. اگر بابا بود می‌خندید. خنده بد. نه اینکه شادی. بد از اینکه کم آوردی. یعنی خنده مطمئن. خنده‌ی بد. خنده‌ی می‌دانستم کار تو نیست. نمی‌توانی. همان خانم رابینسون یا شرق بهشت. خنده‌ی کلوز‌آپ دندان‌ها. حالا که نیست. خوب هم نیست. حسابی نیست. اصلا توی یک ساعت دیگر است. بابا الان توی سه‌شنبه شب است. من صبح سه شنبه ام.

ده دقیقه است پشت یکی راه می‌روم. حال ندارم جلو بزنم. جلو بزنم ازش باید تند بروم. تند بروم می‌میریم. قطعا می‌میرم. جلو بزنم تند نروم او وضع مرا پیدامی‌کند. چرا کسی را بیاندازم توی حال بد. حالی که خودم دوست ندارم. می‌خواهد غریبه باشد باشد. همین پشت خوب است. بد نیست بشینم. کسی کاری به توی چادر ندارد. آشغال‌ها را کی ول کردم؟ یعنی خودم حواسم بود؟ یعنی ول کردم که جنگل‌بان توجه کند؟ یا یادم رفت؟ کاش جمع‌کرده‌بودم. توی چادر که نمی‌رود. اگر رفت شکایت می‌کنم از ماموره. اگر از من شکایت نکند. یعنی اینطور می‌شود. او از من شکایت می‌کند. به جرم آشغال ول کردگی کنار چادر. بعد من از اون شکایت می‌کنم. به جرم من رفتم جاگینگ این رفته توی چادر من. توی حریم خصوصی من. بعدش به شانس من بستگی دارد. باید بشینم. آن بالا رسیدم بعد. الان این یارو را رد کنم. تند هم نمی‌روم بعدش. به درک که اذیت می‌شود. باید دور شوم ازش. اگر توانستم. تند تند از کنارش که رد می‌شدم دیدمش. از کنار دیدمش. شبیه بابا است چقدر. چشمانش هم. نگاه کرد به من. نگاهش می‌گفت نمی‌توانی. خندید به من. خنده‌ی اینکاره نیستی. خنده بد. تند کردم. باید دور شوم. ساعت را نباید بدانم. هر چه حساب کتاب کنم بدتر است. آیم شور یو دای این هندز آو یووهووورسلف…. مستر آنلاکی. شافل اسپاتیفای را خاموش کرده‌بودم که. چرا هنوز اینترنت دارم. خیلی باحال شد. فکرکردم این بالا قطع می‌شود. نشده. آسمان کجاست؟ گفتم بالای این شیب است حتمن. خیلی وقت بود سربالایی بود. خدا را شکر صاف شد. آسمان نیست. خفه دارم می‌شود. این همه درخت. عین اتاق شده اینجا. عین راهرو. سر و ته بسته. رگ گردنم اندازه شلنگ شده. می‌زند ها! می‌زند. قلبم آمده توی حلقم. لوپ شده جنگل. این ها را یک ساعت پیش هم دیدم. همان آدم‌ها. همان سه نفر که هی از کنار هم می‌گذریم. آهنگه هم دارد تکرارمی‌شود. عمرا یارو برود توی چادر. اگر شانس نیاورم می‌رود. بعد که من ازش شکایت می کنم برای حریم خصوصی. اگر رفته باشد تو. بعد او هم شکایت می‌کند از من. به جرم قتل. خنده‌م گرفت. بلند خندیدم. خنده دارد. این زنجیره خنده ندارد؟ دور و برم هیچ کس نیست. اما پلیسه فاسد باشد می‌رود توی چادر. نمی‌رود. برود که شکایت می‌کنم. قمقمه خالی شده. همه‌ش.

باید برای «برود توی چادر» پلیسه برنامه داشته‌باشم. اگر فکرکنم می‌رود توی چادر که اصلا نباید برگردم. نباید. باید پیاده بروم از کنار کمپ‌ها بگذرم. بروم شهر شب جایی بخوابم هیچ هایک کنم فرداش. تا خانه. ماشین چی. مدارکم را دارد رنترال کاره. بعد کردیت م را دارد. اگر برنگردم کمپ که چرا دارم می‌روم بالا؟ اگر پیاده باید برگردم شهر که می‌خورم به شب وسط راه. الان باید برگردم. الان برگردم. برگردم. اگر رفته باشد توی چادر حتمن خبر می‌دهد. به هم خبر می‌دهند. از آن شهره تا کمپ بیست دقیقه است با ماشین. پس اگر رفته باشد توی چادر الان همه جا پر پلیس است. توی جاده هم هست. توی جنگل هم باید باشد. نباید همه قمقمه را سرمی‌کشیدم. باید حواسم جمع می‌بود. نیست. حالا اگر نرفته باشد توی چادر چی؟ اگر نرفته‌باشد برمی‌گردم. از کنار راه نگاه می‌کنم. باید یک ساعتی آنجا پرسه بزنم. مطئن تر که شدم می‌روم توی کمپ. تابلوست. شک می‌کنند. کسی نیست شک کند. اگر رفته باشد تو که هیچی. اگر نرفته باشد می‌روم جمع می‌کنم می‌ریزیم توی ماشین. تا شب تکان نمی‌خورم از جایم. خرید، غذا هیچی. جم نمی‌خورم. عین گرگ می‌نشینم توی ماشین. تا تاریک شد روشن می‌کنم. بنزین دارم. شب راه می‌افتم. سی چهل تا بعد شهر می‌زنم کنار. یک جایی هست بالای خلیج بعد از همین دماغه. همانجا می‌زنم کنار. می اندازمش توی آب.

عکس:Rosie Fraser on Unsplash


سنجاق بازار آنلاین خدمات است. کافی است سفارش خود را ثبت کنید تا چند پیشنهاد قیمت از متخصصین دریافت کنید.
سنجاق: بازار آنلاین خدمات