مطالب مرتبط با «قصه ها»

صبح دل انگیز رشید جوانرودی

صبح دل انگیز رشید جوانرودی

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
رادیو را روشن کرد. زیر کتری را روشن کرد. دست کشید به سرش. منتظر ماند صدای بیب ماکروفر دربیاید. نان را برداشت. گذاشت آب جوش بیاید وقتی داشت دوش می‌گرفت و سوت می‌زد. از حمام آمد بیرون. هوله به کمر آب جوش ریخت روی تی بگ لیوانش. ادامه مطلب
قصه ها: and chill ...

قصه ها: and chill ...

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
دیشب دیوار ریخت. صبح کرک و پر من ریخت. الان هم که توی مترو هستم، قهوه داغ برگشت روی پای این آقا که دارد فک‌ام را با مشت‌های فولادینش خرد می‌کند... ادامه مطلب
قصه ها: هیچ چیز بهتر از این نم توی هوای گرگ و میش نیست

قصه ها: هیچ چیز بهتر از این نم توی هوای گرگ و میش نیست

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
موقع خداحافظی دست کرد از توی جیب بغل شلوار برق افتاده‌اش یک صد دلاری درآورد گذاشت کف دستم. گفت از من نشنیده بگیر اما مادرت دنبال یک شبانه روزی می‌گردد بفرسدت آنجا. یکی توی ورمانت پیداکرده. دارد باهاشان چانه می‌زند. اگر قبولت کنند با این پولی که مادرت می‌خواهد خرج امسال تو کند و بورس و وام، جور می‌شود و می‌روی. تو هم که زمستان ندیدی به عمرت. تلف می‌شوی. یا دیوانه. حالا خودت می‌دانی می‌خواهی بمان هر کاری دلش می‌خواهد با زندگی تو بکند... ادامه مطلب
قصه ها: میدان فلسطین (بخش دوم)

قصه ها: میدان فلسطین (بخش دوم)

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
این برنامه‌ی کتاب‌خریدنِ یکشنبه‌صبح‌ها تنها برنامه‌ی زندگیِ تو بوده در این شش‌ماه که استعفاداده‌ای. اما نمی‌توانستم بروم اطرافِ‌ خانه‌ منتظر بمانم... ادامه مطلب
چشمهای سروش

چشمهای سروش

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
مصیبت این است که تا بخواهی به خودت بیایی نوبتت شده. یعنی زمانی که در این لحظات سرعت می‌گیرد اگر چشم به راه خلاص‌شدن و رفتن باشی دست کم یک عمر می‌گذرد اما به اینجا می‌رسد که آن انتگرال لعنتی حل‌نشده پای تخته مانده... ادامه مطلب
قصه ها: میدان فلسطین (قسمت اول)

قصه ها: میدان فلسطین (قسمت اول)

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
دیروز از پشتِ ویترینِ فروزش دیدمت. داشتی کارت می‌کشیدی. یک و هفت و سه و چهار را که زدی، خیره‌شدی به دفترچه‌های یادداشت رویِ پیشخوان. این‌همه کتاب را کجا جا می‌دهی؟ اصلن جا نداشت خانه‌. مگر نگفته‌بودی تا کتابِ نخوانده دارم کتاب نمی‌خرم؟ نمی‌شود تو این یک هفته همه‌ی آن سی و چهار جلدِ نخوانده را خوانده‌باشی... ادامه مطلب
قصه ها: یک دور دو دور سه دور

قصه ها: یک دور دو دور سه دور

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
صدای این بیچاره از وقتی افتادم توی چاله نیافتاده. ده سال است می‌رود تبریز می‌آید. امسال تمام شد این پروژه عوضش می کنم. یک چیزی شکسته نمی‌دانم چی. مال چرخ باید باشد. از هیچی سر در نمی‌آورم. ماشین عشق پدر بود. سیما می‌گوید داری شکل پدر پیر می‌شوی. خدا کند فقط پیر شدنم مثل او باشد. ادامه مطلب
قصه ها: مِستِر آنلاکی

قصه ها: مِستِر آنلاکی

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
... این همه درخت. عین اتاق شده اینجا. عین راهرو. سر و ته بسته. رگ گردنم اندازه شلنگ شده. می‌زند ها می‌زند. قلبم آمده توی حلقم. لوپ شده جنگل. این ها را یک ساعت پیش هم دیدم. همان آدم‌ها. همان سه نفر که هی از کنار هم می‌گذریم.... ادامه مطلب
قصه  ها: نعمت، زینت و چنگال اهریمن

قصه ها: نعمت، زینت و چنگال اهریمن

تاریخ انتشار :‌ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ دسته بندی : قصه ها
داشتیم برای خودمان سیر آفاق و انفس می‌کردیم که برگشت زد زیر گوش ما صدای سوتش هفت کوچه این ور هفت کوچه آن ور را خبر کرد. زن دست به این سنگینی می‌خواهد چه کند خدا عالم است... ادامه مطلب
سنجاق بازار آنلاین خدمات است. کافی است سفارش خود را ثبت کنید تا چند پیشنهاد قیمت از متخصصین دریافت کنید.
سنجاق: بازار آنلاین خدمات